خبرگزاری مهر، گروه استان ها: گیلان این بار یک جوان دهه هشتادی را در خاک جای داد. کسی که دلش به آهنگ موتورها میزد و دستانش برای ساختن و درست کردن تربیت شده بود؛ کسی که روزی رؤیایش را زیر کاپوت ماشین ها میجست.
او اما در یک انتخاب دشوار، قطعه گمشده وسیعتری را پیدا کرد: «حفاظت از حریمی به وسعت یک شهر». نام او، مهدی فردی بود؛ مکانیکی از بسیج سپاه ناحیه مرکزی رشت که کارنامهاش را با روغن موتور و قطعات یدکی آغاز کرد و در ساحت دفاع، با کلمات خون و ایثار به پایان رساند.
یک مکانیک و دو پازل زندگی
«مهدی فردی» روایتگر نسلی است که در یک دست، گریس گرفته و در دست دیگر، آرمان دارد. او عیب های مرئی خودروها را رفع میکرد و بیرون از کار، دغدغهاش رفع عیبهای نامرئی جامعه بود.
همرزمانش تعریف میکنند که خنده و خوشرویی او، حین کار هم حاضر و آماده بود، گویی معتقد بود که تعمیر یک خودرو باید با تعمیر دل صاحب آن همراه باشد.

بخش دوم زندگی او، عضویت در بسیج سپاه ناحیه مرکزی رشت بود؛ جایی که توانمندی صنعتی و فنیاش، رنگ و بویی امنیتی و دفاعی به خود میگرفت.
روزهای تلخ و پرآشوبی که تروریست های داعش صفت، آشوب را به خیابان های رشت آوردند، مهدی مانند یک مکانیک فنی درستکار وارد عمل شد؛ اما این بار، موتور جامعه نیاز به تعمیر داشت.
لحظه انتقال؛ از قطعه یدکی به قطعه تاریخ
در یکی از این درگیریهای خیابانی، اتفاقی افتاد که روایت آن، سنگینی تاریخ را بر دوش کلمات میگذارد. همرزمان شهید تعریف میکنند که مهدی در یک کمین غافلگیرانه، از پشت هدف قرار گرفت و به زمین افتاد. آنچه بعد از آن رخ داد، از مرزهای یک درگیری معمولی فراتر رفت و به یک صحنه قساوت تبدیل شد.
حملهکنندگان، بر پیکر زخمی او ریختند و با ضربات پیدرپی چاقو، کینه خود را خالی کردند. اما قصه به اینجا ختم نشد. آنها در اقدامی غیرانسانی، در حالی که مهدی هنوز نفس میکشید، باک بنزین را روی او ریختند و او را زنده زنده در آتش کین و کوردلی خود سوزاندند. در آن لحظه، مکانیک جوان دهه هشتادی، از یک انسان به یک «نماد» تبدیل شد. نماد مقاومت در برابر بربریت.
دشمنان خیال میکردند با سوختن جسم او، ایدهاش را نیز خاکستر میکنند، اما غافل از اینکه خاکستر شهید، بذر آگاهی میافشاند. مهدی فردی، در قامت یک شهید مکانیک ثابت کرد که پشتِ هر موتوری که میخواهد جامعه را به جلو ببرد، افرادی مثل او باید باشند تا مبادا چرخهای حرکت از مسیر اصلی منحرف شود. او آرمان امام خمینی(ره) را نه در سخنرانی، که در عمل سخت یک مکانیک بسیجی معنا کرد و استخوان در گلوی کسانی شد که خواب نابودی این نظام را دیده بودند. قصه او تمام نشده؛ تازه اول راه است.


نظر شما